خرید بک لینک
Twin sisters گوش میکنم، صبح باید باشد، همیشه باید صبح باشد، و روی بیخوابی باشم، و از twin sisters به guns n roses برسم، راضی باشم از این که سی روز دیگر تا deadline آن جایزه باقی مانده است، امیدوارم

برچسب: نویسنده: کیارش فلاح تاريخ: چهارشنبه 27 آذر 1398 ساعت: 22:13

نوشتن به این وضعیت رسمیت میدهد و این چیزی است که میخواهم ازش فرار کنم، میخواهم از این واقعیت که خودم را حبس کردم در خانه، که هیچ کاری نمیکنم، که وقت تلف میکنم و تنها هستم فرار کنم.چه فرقی کردهام

برچسب: نویسنده: کیارش فلاح تاريخ: چهارشنبه 27 آذر 1398 ساعت: 22:13

ممکن است بروم موهام را از ته بزنم، رگم را، سرم را حتی

برچسب: نویسنده: کیارش فلاح تاريخ: چهارشنبه 27 آذر 1398 ساعت: 22:13

چیزی در من تغییر کرده است، این را مدت هاست که بو کشیده بودم، امروز که رفتم برای خودم کیف جدید بخرم توی آینه ای که در مغازه نبود باهاش رو به رو شدم، چیزی در من تغییر کرده است و این تغییر مربوط به امروز

برچسب: نویسنده: کیارش فلاح تاريخ: چهارشنبه 27 آذر 1398 ساعت: 22:13

هر شب به این امید بر می گردم که « فردا می روم شنا»، آن فردا هنوز نرسیده. سرد است، و با این احوال بیمار، ساعت ها نشسته ام پشت در پزشکی قانونی، ضجه های آدم های عزیز از دست داده را تماشا کرده ام در مه

برچسب: نویسنده: کیارش فلاح تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:52

برایم نوشته: « به نظرم تو ترس از موفقیت داری» گرسنه ام بود، تکه بزرگ شیرینی مربایی زیادی شیرین را به زحمت توی دهانم جا دادم و فکر کردم: « حالا که چی؟»هوا آن قدر کثیف بود که ماسکم بعد از دو ساعت قدم زد

برچسب: نویسنده: کیارش فلاح تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:52

بیدار میشوم با عرق سرد، بیدار میمانم تا صدای ماشینها شروع شود، «برگشتن»!دلم میخواهد از تحریریه بیایم بیرون، همین نیم بند ارتباط را هم ببرم، خودم را حبس کنم پشت در اتاق تا بپوسم، رنجش کمتر از رنجی

برچسب: نویسنده: کیارش فلاح تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:52

صفحه بندی